فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٣٤ - رأى انكسيمايس ملطى
وجود بهمان ترتيبى كه آنرا خير و نظام دانسته مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
رأى ثاليس و بطلان آن
ثاليس [١] ملطى [٢] : معتقد است كه علم حقتعالى بدو قسم است: حضورى و
ارتسامى.
نسبت بعقل اوّل علمش حضورى است و نسبت به اشياء ديگر بارتسام صور
آنها در عقل اوّى است و چون قبلا علم ارتسامى را از حضرتش نفى نموديم بطلان
اين قول ديگر بشرح عليحدّه محتاج نيست.
شعب قول باتّصال علم
اقوالى كه تا به اينجا نقل شد از شعب قول بانفصال علم از ذات حقتعالى
بود اينكه مىپردازيم به شعب قول باتّصال علم:
كسانى كه علم حقتعالى را منفصل از ذاتش ندانستهاند آنها نيز به چند
گروه تقسيم مىشوند:
رأى انكسيمايس ملطى
١- انكسيمايس و شيخ الرّئيس و ابو نصر فارابى معتقدند كه علم
حقّ تعالى در عين اتّصالش بذات غير ذات و زائد بر آن و بنحو ارتسامى است.
شيخ الرّئيس در شرح مرامش مىفرمايد:
[١] ثاليس: حكيم مشهور ملطّى كه در فلسفه آرائش معروف مىباشد، او اولين كسى است
كه در ملطّيّه بعلم فلسفه اشتغال يافت و در محضر فيثاغورس حكيم علم حكمت را آموخت و در مصر
علم طبيعت را از علماء آن بلاد فراگرفت.
[٢] ملطى: منسوب است به ملطيه (بفتح ميم و لام و سكون طاء و تخفيف ياء) شهرى
است كه اسكندر بنا نموده و از بلاد روم محسوب مىشود.